معرفی و نقد کتاب

بافته اثر لائتیسیا کولومبانی

معرفی لائتیسیا کولومبانی

فیلنامه نویس ،کارگردان،بازیگر و نویسنده ی فرانسوی است .رمان بافته اولین رمان اوست که در سال ۲۰۱۷ به چاپ رسید این کتاب قبل از چاپ در ۱۷کشور پیش فروش شد و در عرض دو هفته ۵۴۰۰۰نسخه چاپ شد.فی الحال این کتاب به ۲۹ زبان دنیا ترجمه شده است .

معرفی کتاب بافته

کتاب بافته به داستان و سرنوشت سه زن از سه قاره مختلف میپردازد که همگی تشنه ازادی اند. اسمیتا در هند یک دالیت است (دالیت در جنوب اسیا به معنای زمین خورده است اما نامی سیاسی است که در نظام طبقاتی ایین هندو غیر قابل لمس و نجس خوانده میشود.) جولیا در سیسیل در کارگاه پدرش مشغول کار است و سارا در کانادا وکیل مشهوری است که به طور ناگهانی متوجه میشود،بیمار است .

کتاب ترجمه ای روان و ساده دارد که خواننده را تشویق به خواندن میکند و خواننده را متوجه میسازد که هر کس در هر کجای جهان در زندگی دیگران نقشی دارد هر چند که خودش متوجه نباشد ..!

اسمیتا در بدلاپور هندوستان

اسمیتا در بدلاپورمشغول به کاری است که به دلیل نبودن سرویس بهداشتی،زن های دالیت وظیفه جمع اوری زباله ان هم از نوع مدفوع دیگران را بر عهده دارند.او روز کاری اش از هفت صبح اغاز میشود و دست مزدشان باقی مانده غذای مردم است .اسمیتا برای این که این شغل به دخترش لالیتا نرسد او را به مدرسه میفرستد.

ناگاراجان همسر اسمیتا مسئول گرفتن موش های مزارع است. شغلی که از اجداد خود به ارث برده است.اسمیتا یک روز که ازسر کار به خانه بر میگردد متوجه می شود که دخترش در مدرسه توسط معلم خود اقای برهمن کتک خورده است و باز هم نشان خانوادگیش اش یعنب دالیت بودن را به او یاداور شده است و اسمیتا متاسف از این قضیه و تسلیم در برابر سرنوشت خود تصمیم میگیرد که دیگر لالیتا را به مدرسه نفرستد و با تمام قوی بودنش ،خراب شدن رویاهایش را میبیند !اسمیتا تصمیم میگیرد همراه با همسر و دخترش روستا را ترک کند اما ناگاراجان مخالفت میکند چراکه چندین قتل و جنایت در روستا برای فرار دالیت ها اتفاق افتاده است اما اسمیتا با وجود مخالفت ها یهمسرش از تصمیمش منصرف نمیشود.

اسمتا مقدار پولی را که به برهمن برا یتدریس لالیتا داده بود را از خانه او برداشت تا هزینه سفر را بپردازد. و شبانه با دخترش روستای بدلاپور را به مقصد چنای ترک کردند تا پیش پسر خاله اش برود.او سوار قطار میشود اما باید در مسیر در ایستگاه تیروپاتی بایستد تا نذری را که با دیشنو (خدای کاست ها) بسته است ادا کند و باید از تپه مقدس و ۳۶۰۰پله به مسافت پانزده کیلومتر بالا رود.

در بالای تپه مجسمه ای غول پیکر است که مردم معتقدند او میتواند همه دعاها را مستجاب کند.اسمیتا بعد از گذراندن یک شب وارد معبد میشود که در ان ،ثروتمندان هدایایی از قبیل سنگ و طلا می دهند و فقرا موهایشان را.و اسمیتا موهایش را می تراشد.

لعنت به جامعه ای که ضعیفان،زنان، بچه ها و تمام کسانی را که باید از ان ها حمایت کنند ،زیر پاهایش له میکند.

جولیا در پالرمو سیسیل

جولیا در کارگاه پدرش که در سال ۱۹۲۶ توسط پدر جد جولیا تاسیس شده است مشغول کار است.این کارگاه به صنعت کلاه گیس سازی مشغول است .و اخرین نمونه این صنعت در پالرمو است. و این شغل اجدادی سیسیلی هاست. چولیا در۱۶ سالگی بعد از رها کردن درس به کارگاه پدرش برای کار رفت .جولیا اوقات فراغت خود را با کتاب خوانی پر میکند.او هروز صبح با پدرش برای جمع اوری موها به خانه های مردم می رفتند .

پدر جولیایک شب که از کارگاه به خانه برمیگردد ،تصادف میکند و جولیا به همراه مادر و خواهرهایش بر سر تخت پدر در بیمارستان میروند.او در روز جشن سانتا چشمش به مرد ایتالیایی غریبه میخورد که به دست ژاندارها ازار میبیند جولیا در حالی که نگران وضعیت کمالجیت سینگ است ،صحنه را ترک میکند و به جشن می رود.یک روز که برای گرفتن کتاب به کتابخانه میرود دوباره ان جوان را میبیندو باز دچار همان حس ناشناخته میشود!با هم به اسکله میروند و کمالجیت داستان خودش را تعریف میکند .

او در ۲۰ سالگی کشمیر را ترک کرده و بر اساس اتفاقات ۱۹۸۴ به سیسیل امده و بعد از سه سال کارت پناهندگی میگیرد و به کار کردن در شرکت تولید روغن زیتون می پردازد.جولیا هرروز به وقت ناهار با کمال بیرون میرود و هرروز وابستگیشان بیشتر از روز قبل میشود. جولیا در اتاق کار پدرش برگه هایی را پیدا میکند که حاکی از ورشکستگی کارگاه است و علاوه بر مسئله بیماری پدر ،باید این مشکل را حل کند.

او این خبر را به خانواده اش می دهد و مادرش تصمیم می گیرد که جولیا با مردی که ثروتمند است و چند سال عاشق جولیاست ،ازدواج کند!جولیا ناگزیر و به صلاح خانواده تصمیم به ازدواج با جنیو میگیرد و کمال را از این تصمیم باخبر می کند.کمال وقتی از این خبر مطلع شد به سراغ جولیا امد و گفت که کارگاه ورشکست نخواهد شد و پیشنهاد داد که باید به واردات مو از هندوستان را عملی کنند و جولیا با مخالفت های خانواده اش ،پیشنهاد کمال را پذیرفت. و در همین زمان پدر خود را از دست میدهد.جولیا اولین معامله خود را انجام میدهد…!

با خودش میگوید این رابطه را ادامه میدهد تا تسلیم غم نشود.دلش فقط همین را میخواهد،بدنی که تسلیم لذت شده چون این لذت است که او را سراپا نگه داشته است.گاهی سرکوب میشودو گاهی به هیجان در می اید مثل بند بازی که روی یک ریسمان است…!

سارا در مونترال کانادا

سارا سومین دختر در کتاب بافته هست. او یک وکیل زبردست در شهر خودش است. سارا زنی است که برای همه لحظلات زندگی اش برنامه دارد و او دو تجربه ناموفق در زندگی مشترک داشته است.او مادر سه فرزند است و سهام دار یکی از معروف ترین دفتر های حقوقی شهر است .

سارا دیوار محکمی بین زندگی خانوادگیش و زندگی شغلی اش ساخته بود چرا که ترجیح می دهد کسی متوجه نشود که او مادر است تا مسئولیت مادری محدودیتی برای برای ارتقای شغلی اش ایجاد نکند. سارا در یکی از دفاعیه هایش از حال میرود و او را به بیمارستان می برند.

او بعد از ازمایشات فراوان متوجه میشود که مبتلا به سرطان سینه است و باز هم تصمیم میگیرد کسی از اطرافیانش از این قضیه با خبر نشوند. سارا جراحی میکند و دوباره به کار برمی گرددو به طرز اتفاقی “اینس”همکار سارا متوجه میشود و از روی جاه طلبی موضوع را در محل کار سارا پخش میکند.

و تبعیض همان چیزی که سارا از ان میترسید ،بر سرش امد و رییس دفتر حقوقی رقیب سارا را دستیار وی قرار میدهد.او جلسات شیمی درمانی اش را پشت سر میگذارد و با همه سرسخت بودنش با این بیماری در هم شکست و تصمیم گرفت به دفتر حقوقی که تمام کارکنانش دچار دورویی شدند ،پا نگذارد.

سارا سرش را بلند کرده و خودش را در اینه نگاه میکند…یک زن جدید در مقابلش ایستاده که شبیهش است و در عین حال کسی دیگر است …احساس عجیبی است ،با این حال چهره اش را میشناسد…!

نقطه اوج و تلاقی داستان کتاب بافته

اسمیتا که در معبدی در هند موی خود را می تراشد ،این مو توسط مردی در چنای مورد معامله با جولیا قرار میگیرد و اولین محموله ی مو از معبد تیروپاتی برای جولیا و کارگاهش فرستاده میشود. و سارا که بر اثر شیمی درمانی موهای خودش را از دست داده بود،به پیشنهاد بیمار دیگری با مغازه کلاه گیس فروشی اشنا شد و بعد از امتحان چند کلاه گیس بالاخره کلاه گیسی را که با موهای اسمیتا درست شده بود را برگزید. موهایی نرم ،ابریشمی و شبیه موهای خود…

از این که با معرفی کتاب بافته همراه دهکده کتاب بودید متشکریم. اگر این کتاب را مطالعه کرده اید از شنیدن نظراتتان خوشحال خواهیم شد.

کانال تلگرام کانال تلگرام

فریده تاجيك

من فریده ام متولد شهریور ۷۴. کارشناسی ارشد فقه و حقوق دارم .و به موسیقی و ورزش علاقه مندم.کتاب خوندن جزیی از زندگیمه چون با خوندن هركتاب يه زندگي جديد رو تجربه ميكنم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن