معرفی و نقد کتاب

معرفی کتاب پیدایت کردم

پیدایت کردم ، ” I found you ” ، اثر نویسنده مشهور این روزهای انگلستان است که نویسندگی را کاملا اتفاقی شروع کرد . لیزا جوئل که تحصیلاتش را در زمینه هنر تمام کرده بود با چند کمپانی طراحی لباس همکاری می کرد و تا حدود 35 سالگی دست به قلم نشده بود . تا روزی که چالش یکی از دوستانش را پذیرفت و قرار شد در ازاء نوشتن سه فصل ابتدایی از یک کتاب ، به شام در یکی از ستوران های گرانقیمت مورد علاقه اش دعوت شود . این سه فصل بعدها تبدیل شد به کتابی با نام ” مهمانی رالف ” و عنوان پرفروش ترین کتاب بریتانیا را در سال 1999 به دست آورد . بعد از آن بود که لیزا جوئل کار نویسندگی را با جدیت ادامه داد . از این نویسنده سه اثر به زبان فارسی ترجمه شده است . ” وقتی که او رفت ” ، ” خانه ای که در آن بزرگ شدیم ” و ” پیدایت کردم ” . این کتاب با ترجمه ” نسرین حیدری ” توسط انتشارات کوله پشتی و با ترجمه ” آرش فراست ” توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه در سال 98 راهی کتابفروشی ها شد .

خلاصه کتاب پیدایت کردم

قسمت اول : شهری ساحلی در انگلستان
آلیس لیک در خانه ای کوچک کنار ساحل با سه فرزندش زندگی می کند . یک روز از پنجره اتاق متوجه مردی میشود که مدت طولانی ست روی شن های ساحل نشسته و بی حرکت به امواج خیره شده است . خیلی از مردم برای استراحت به این جا می آیند ، اما این مرد برهنه که انگار مثل مجسمه خشک شده و زیر باران نشسته ، بدجوری توجه آلیس را جلب می کند . بعد از مدتی طولانی بالاخره طاقت نمیاورد و سراغش می رود :
چند وقته اینجا نشستید ؟
از دیروز.
اهل کجا هستید ؟
اصلا نمی دونم .
آلیس مرد را به داخل خانه اش دعوت می کند …

قسما دوم : همزمان در منطقه ای در حاشیه شهر لندن
لی لی ، بیست و یکساله ، که فقط چند هفته از ازدواجش می گذرد و به تازگی با همسرش به انگلستان آمده ، با نگرانی چشم براه او است که از محل کار به خانه برگردد . شام روی میز سرد میشود و او همچنان منتظر است . بالاخره با پلیس تماس می گیرد ، اما چون مدت زمان زیادی از گم‌شدن او نگذشته جواب درستی نمی گیرد . به او می گویند که باید صبر کند. اما چنین تاخیری تابحال پیش نیامده و لی لی همیشه می دانست شوهرش چه ساعتی پا به خانه می گذارد. او با تلاش زیاد موفق می شود پلیس را متقاعد کند که جستجوی مختصری انجام دهند اما جوابی که می شنود او را به شدت شوکه می کند :
کسی با نام و مشخصات همسر او وجود خارجی ندارد.

لیزا جوئل

قسمت سوم : بیست و سه سال قبل
کریستی و گری خواهر و برادری نوجوان هستند که با خانواده شان تعطیلات تابستان را در منطقه ای ییلاقی می گذرانند.
در آنجا با مرد جوانی آشنا می شوند که رفته رفته خودش را به کریستی نزدیک و به او ابراز علاقه می کند . گری از این موضوع خوشحال نیست . چیزی در این مرد هست که او از آن خوشش نمی آید ولی نمی تواند دقیقا بگوید چه چیزی . همه، حتی پدر و مادرش فکر می کنند که این مرد جوان شخصی محترم و دوست داشتنی است و حساسیت گری منطقی نیست .
این سه ماجرا در هم بافته می شوند و با داستانی پرکشش مخاطب را تا آخر با خود همراه می کنند.

بخشی از کتاب

در بریده ای از فصل اول کتاب میخوانیم:

آلیس نگاهش را از مانیتور گرفت و از پنجره به بیرون دوخت . هنوز آنجا بود . مرد روی ساحل . از ساعت هفت صبح که پرده ها را کنار کشیده بود او را همانطور نشسته روی ماسه های خیس دیده بود ، در حالی که دست هایش را دور زانوهایش حلقه کرده و خیره خیره دریا را نگاه می کند .
آلیس نگران مرد است . می ترسد که در فکر خودکشی باشد . این اتفاق قبلا هم یکبار پیش آمده بود . پسر جوانی که زیر نور سفید آبی ماه مثل مرده ها رنگ پریده بود . او کتش را روی ماسه ها گذاشت و ناپدید شد . با گذشت سه سال ، هنوز هم فکر او دست از سر آلیس برنمی دارد .

پیدایت کردم

درباره کتاب

” پیدایت کردم ” ، علی رغم اینکه ماجرایی مرموز را روایت می کند اما جریان سریعی ندارد . این باعث می شود که مخاطب وقت بیشتری را با شخصیت های داستان بگذراند و با احساسات و افکارشان آشنا شود . در طول کتاب اشتباهاتی از شخصیت ها سر می زند و تصمیمات آنها تا زمانی که با درونشان آشنا نشویم و خودمان را در موقعیتشان فرض نکنیم ، منطقی به نظر نمی رسند .

جوجو مویز درباره ی کتاب پیدایت کردم می نویسد :

من تمام آثار لیزا را خوانده و همه را دوست داشته ام . اما این یکی را یک روزه تمام کردم ، و چه تجربه دلچسبی هم بود . شبیه یک تعطیلات و سفر کوچک از زندگی روزمره خودم به زندگی یک نفر دیگر .

جوجو مویز ، مقدمه کتاب ” پیدایت کردم “


امیدوارم شما هم از مطالعه این اثر احساس رضایت کنید .

برچسب ها

رویا صهبایی

رویا ، ارشد فیزیک حالت جامد . مترجم ‌. عاشق تک تک روزهایی که در این خاک زندگی نکرده ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن